وبلاگ گروهی کارشناسان اقتصادی |
علوم مختلف هر يك بر مبني پيش فرضهايي بنا شدهاند كه بر مبناي اين پيش فرض ها، نتيجهگيريهاي اوليه صورت گرفته و تا جايي پيش ميرود كه تئوريها و نظريهها باز بر اساس همان اصول اوليه شكل ميگيرند.
مصطفي مهاجري عزيز از من پرسيده بود چرا ميگويي علم بودن يا علم نبودن اقتصاد موضوعي ريشهاي است؟ بايد اين نكته را مورد توجه قرار دهيم كه اين موضوع منظور نبوده است، مفهوم ما اين است كه براي جستجوي جديد در يك زمينه بايد از پيشفرض ها شروع كرد. در دانشگاه در دوره ليسانس خيليها از درس تاريخ عقايد اقتصادي بدشان ميآمد، اما به نظر من مهمترين درس در شكلگيري مفاهيم دقيق اقتصادي همين درس است كه متأسفانه در دانشگاههاي ايران بسيار بد اين واحد تدريس ميشود. اوضاع از اين نيز آشفته تر است. هنوز دانشجويان ما و حتي برگزيدگان المپيادهاي اقتصادي نميدانند كه تقاضا يك مكان ثابت ندارد و حتي در نقطه حول نقطه تعادل در نوسان است. همه عادت كردهايم همه چيزهايي كه به ما ياد ميدهند را به دليل اعتماد به گذشتگان بپذيريم در حالي كه اينچنين نيست. حتي وقتي در دوره كارشناسي ارشد، از يكي از استادم پرسيدم اگر يكي از شروط و فروض اوليه براي بدست آوردن تابع مطلوبيت نقض شود، چطور ميتوانيم منحني مطلوبيت را استخراج كنيم، در پاسخ جواب داد فعلاً براي شما زود است جواب اين سؤال را بدانيد. بعد از فارغالتحصيلي دوباره همان سؤال را مطرح كردم و اين بار به من گفت همان زمان نيز پاسخ را نمي دانسته است. اينها بحثهاي كليدي و نقطه ضعفي در اقتصاد است. اگر نميدانيم در گياهپزشكي چرا مثلاً پونه براي گلو درد خوب است، اما تجربي ميتوان آن را اثبات كرد ولي در اقتصاد اينگونه نيست. چند تئوري اقتصادي وجود دارد كه همواره و در همه جوامع صادق هستند؟ براي يافتن پاسخ شايد لازم است ريشهاي تر و از پيشفرضها شروع شود.
در دانشگاه نخستين چيزي كه به دانشجو القا ميشود، رفتار عقلايي است؛ آنهم عقلانيتي كه بر اساس رجحان ثابت افراد تعريف ميشود و شرايط بسيار محدود كنندهاي دارد. شايد تعريف محدود كننده اين رفتار كه از آن تعبير به «رفتار اقتصادي» يا «عقلانيت اقتصادي» ميشود، در بسياري از اختلاف نظرها در اقتصاد سايه افكنده و به دليل عدم پذيرش اين رفتار است كه فيلسوفشاهان اقتصاد- رياضي ما را متهم به عدم فهم اقتصاد ميكنند. تعريف محدودكننده آنها از عقلانيت انسان، آزادي فردي را سلب كرده و چنين وانمود ميكند كه همواره تك تك افراد يك جامعه براي كسب حداكثر سود با يكديگر ميجنگند و فقط به همين منظور فعاليت اقتصادي انجام ميدهند. اين تنها مقدمهاي براي ورود من به اين بحث بود كه مهدي ايجي عزيز آن را آغاز كرد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|