تبليغاتX
مسیر توسعه
 
وبلاگ گروهی کارشناسان اقتصادی
 
ديشب كتابي را كه مدتها بود مي خواستم مطالعه كنم بالاخره به پايان رساندم. از قبل، بسيار به نويسنده اش علاقه داشتم ، چون چند تا كتاب ديگه از وي خوانده بودم. استاد بزرگوار دكتر حسين بشيريه كه متاسفانه جامعه ما تحمل برداشتن بار سنگيني چون او را نداشت. اسم كتاب بود : موانع توسعه سياسي در ايران. اين كتاب رو به همه دوستان پيشنهاد مي كنم. وي در اين كتاب موانع توسعه سياسي را در ايران از سه منظر مورد مطالعه قرار داده است كه عبارتند از:
1- تكوين ساخت حكومت مطلقه مدرن در ايران
2- چند پارگي هاي اجتماعي (اعم از اعتقادي ، مذهبي و قومي)
3- فرهنگ سياسي حاكم بر ايران (فرهنگ آمريت/تابعيت)
و در نهايت چگونگي بر هم كنش اين سه عامل و نحوه تاثير گذاري آنها بر همديگر را به خوبي مورد مطالعه قرار داده است.
هدفم از اين مطلب به نوعي ادامه يادداشت قبلي بود. چرا به به نظر بنده بدون شناخت دقيق گذشته نه تنها موفق به ساخت آينده اي بهتر نخواهيم شد بلكه به قول استاد گرامي دكتر احمد سيف هر روز ظواهر جامعه مدرن خود را بر انديشه هاي رنگ باخته جامعه ماقبل مدرن تحميل مي كند. در اين هنگام است كه ما ديگر براي عبور از عرض خيابان ديگر از پله برقي استفاده نخواهيم كرد، چرا كه در انديشه ما (منظور نه مصدايق كه كل سيستم حاكم بر انديشه است) چيزي به عنوان پله برقي جايي ندارد. و دنباله ماجراي همان ماشين دودي است (كه يكي از اساسي ترين ابرازهاي تحول در جامعه غربي به عنوان وسيله انتقال اطلاعات، مسافر، كالا و انديشه به شمار ميرفت) ما به طرفش سنگ انداختيم و همچنان مي اندازيم.
  نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:58  توسط رضا میرزا ابراهیمی  | 

مطالعه درباب مسائل توسعه در هر كشوري بدون لحاظ كردن ديدگاهي تاريخي در كنار آن، از اعتبار و اهميت چنداني برخوردار نمي باشد. آنچه كه ما امروزه با آن با عنوان مساله «توسعه نيافتگي» مواجهيم ، چيزي جز محصول كاشت ساليان و قرنهاي گذشته مان نيست و بدون در نظر گرفتن آن پيچيدن نسخه اي در باب راه هاي رسيدن به مطلوب مورد نظر كه همانا دستيابي به «جامعه اي توسعه يافته» است بي معني مي نمايد.

به عنوان مثال ميرزا ملكم خان (به عنوان يكي از اولين مدافعان و مطرح كنندگان انديشه هاي نو طلبي در ايران) در سال هاي قبل از انقلاب مشروطه عدم وجود قانون، عدم استقلال قوا، عدم مشاركت سياسي احزاب و گروههاي متشكل سياسي را از مهمترين عوامل توسعه نيافتگي ايران ميدانست. وي همچنين در حوزه مسائل اقتصادي نيز مباحثي را مطرح ساخته و عدم توسعه اقتصادي را در عواملي چون دولت بزرگ، بخش خصوصي ضعيف، وجود تعرفه هاي گسترده در برابر ورود و خروج كالاها و محدوديت فضاي رقابتي در اين حوزه مي دانست. با اندكي دقت نظر در مفاهيم فوق ملاحطه مي كنيم كه مشكلات مذكور براي ما كه در بيش از يك قرن بعد از ميرزا ملكم خان زندگي مي كنيم تا چه اندازه ملموس و قابل درك است . چنانكه گويي وي مسائل امروز ما را كالبد شكافي مي كرده است.

منظور نظر من از عنوان كردن اين مهم تنها فتح بابي براي آغاز سخن بود در اين وبلاگ جديدالتاسيس به دست دوستان عزيزم مهدي خان ايجي و امیر لعلي (كه هرگز نديدمشان).    

  نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 19:35  توسط رضا میرزا ابراهیمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM