ایران با توسعه
نکاتی در مورد توسعه
قدیمیترین نظریه در رابطه با نظامهای اقتصادی توسط هراکلیت بیان شدهاست.او عالم را
مانند رودی میداند که همیشه در حال جریان است و هیچ ثانیه ایی مانند
ثانیه دیگر نیست چون همه چیز در حال شدن است.به همین علت است که امکان
ندارد بتوانیم در یک رودخانه دو دفعه شنا کنیم.چون نه آب آن رودخانه همان
آب قبلی است و نه ما همان نفر قبلی هستیم.همه چیز در حال شدن است و شدن
نتیجهٔ جدال اضداد است و تضادسازش دهندهٔ اجزا عالم است و اضداد برای هم
لازم میباشند.این اصل از اصول پذیرفته شده سوسیالیسم است. این فیلسوف نامی یونان باستان هدف زندگی انسان را رفاه و سعادت آنها
معرفی میکند اما به هیچ وجه تمرکز ثروت را راه رسیدن به این رفاه و سعادت
نمیداند.و با تعریف که از مال ارائه میدهد مفید بودن را شرط وجود آن
میداند.در حال حاضر یکی از تمایزات میان نظامهای اقتصادی نگرش آنها نسبت
به مسئله «تمرکز ثروت» میباشد. تصویر یک نظام اشتراکی و سوسیالیستی به تمام معنا را میشود در افکار
این فیلسوف مشاهده کرد.افلاطون در کتاب جمهوریت خود مدینه فاضله را
جامعهای اشتراکی معرفی میکند که مرکز ثقل زندگی اجتماعی در آن عدالت
اجتماعی است و ثروت بصورت برابر تقسیم میشود.همچنین اصالت جمع که یکی از
اصول اصلی و پذیرفته شده نظامهای سوسیالیستی میباشد مورد توجه افلاطون
میباشد. با این حال جامعه اشتراکی افلاطون دو فرق اساسی با نظامهای کمونیستی قرن
بیستم دارد اول:اینکه نظریات افلاطون بر پایه اصالت معنا(ایده آلیسم)
استوار است در حالی که نظامهای کمونیستی قرن بیستم مبتنی بر اصالت
ماده(ماتریالیسم) هستند. دوم:اینکه در نظامهای کمونیستی هدف ایجاد جامعهای
بدون طبقهاست و حکومت طبقه کارگر در سوسیالیسم زمینه را برای ایجاد
جامعهای بدون طبقه در نظام کمونیستی آماده میکند.اما نظام اشتراکی
افلاطون بر طبق اریستوکراسی (به معنی حکومت اشراف و فرمانروایی برگزیدگان و
نخبگان)تشکیل میشود که در آن سه طبقه در نظر گرفته شدهاست طبقه اول شامل
حکام و دادرسان و فیلسوفان میشود که در واقع افلاطون خود را در طبقه اول و
برتر از افراد دو طبقه دیگر قرار دادهاست.طبقه دوم را سپاهیان و جنگاوران
تشکیل میدهند و در طبقه سوم مولدان که شامل صنعتگران و بازرگانان و
صاحبان شغلهای یدی حضور دارند که در عین حال با دیدهٔ تحقیر نگریسته مشوند. تقریبا در زمانی که افلاطون نظریات اشتراکی خود را مطرح میکرد نظریاتی
مخالف وی توسط شاگرد او ارسطو مطرح گردید.ارسطو بر خلاف استادش افلاطون
نظریه اصالت فرد را مطرح میکند وی در کتاب سیاست اداره منزل و شهرها و
ثروت را بررسی میکند و فرد را اصل میداند. به نظره او جامعه وجود مستقل
از افراد ندارد و بدون به سعادت رسیدن افراد نمیتواند به خودی خود
سعادتمند باشد.در واقع یکی از اصول پذیرفته شدهٔ نظامهای اقتصادی سرمایه
داری به نام اصالت فرد ریشه در افکار این فیلسوف یونانی دارد.با توجه به
اینکهاصالت فرد و آزادیهای فردی دو اصل لیبرالیسم را تشکیل میدند مالکیت
فردی نیز به عنوان یکی از لوازم آزادیهای فردیو اصالت فرد مطرح
میشود.تاکید و توجهٔ ارسطو به مالکیت شخصی نشان گر ارتباط نزدیکتر نظریات
او و اصول اقتصاد سرمایه داری میباشد. از دیگر نظریات اقتصادی ارسطو تمایز
قائل شدن وی میان ارزش مصرفی و ارزش مبادلهای کالا میباشد.ارزش مصرفی
کالا از نظر مفید بودن آن کالا مشخص میشود و ارزش مبادلهای کالا ناشی از
مقبولیت عام ان کالا در بازار میباشد که توسط عرضه و تقاضا تعیین میشود.و
همچنین ارسطو میان اقتصاد طبیعی و اقتصاد پولی تمایز قائل میشود که در
اولی هدف از قعالیتهای اقتصادی رفع نیاز و در دومی هدف کسب پول میباشد. نبع اصلی این مقاله را بررسی نمایید. (پیوند منبع متن) توسعه منطقه ای به برنامه ریزی نه به
مفهوم توسعه ملی که در سطح ملی که شامل برنامه های توسعه پنج ساله و یا چند ساله
برای تمام یک سرزمین و نه به مفهوم برنامه ریزی بخشی و محلی که فقط به مسایل و
پتانسیل های یک روستا یا بخش و یا شهرستان و استان بدون توجه با سایر نواحی انجام
می شود، نیست بلکه به این مفهوم است که چگونه می توان برای یک منطقه که ممکن است
شامل چند شهر بزرگ در یک منطقه و یا چند استان و یا ایالت، برنامه ریزی داشت تا در
سطح ملی و جهانی به برتری های نسبی مورد نظر مسئولین و سیاستمدارن آن منطقه نایل
شد و در این میان از توازن در پیشرفت و رشد آن منطقه بصورت همگن بهره مند شد.
تئوریهای توسعه منطقه ای عمدتا ریشه در سه شاخه علمی علوم منطقه ای، اقتصاد منطقه
ای و جغرافیای تئوریکی دارند. [۱] برنامه ریزی منطقه ای
در ایران [ویرایش] با توجه به گذشت بیش از پنجاه سال از
عمر برنامه ریزی در ایران و علیرغم تجربه ای نسبتا طولانی در این دوران، نگاه بخشی
بر نظام برنامه ریزی ایران غالب بوده است تا جایی که کشور ایران دچار عدم تعادل
های منطقه ای بالایی در جغرافیای خود بویژه در میان بخش شهری و روستایی بوده است.
یکی از دلایل این مسئله را می توان به عدم توجه لازم سیاستگذاران و برنامه ریزان
سطح ملی و بخشی به ابعاد فضایی و منطقه ای دانست. اگر چه در برنامه های پنج ساله سال
های بعد از انقلاب ۵۷ ایران به ادعای مسئولین نگاهی به برنامه های توسعه منطقه ای
شده است اما این برنامه ها از تاثیر لازم برخوردار نبوده اند. چنانچه می بینیم که
برنامه سوم و چهارم توسعه کشور ایران، سیاستهای جدی تری برای تمرکز زدایی در امر
برنامه ریزی و تصمیم گیری اتخاذ شده است و عزم جدی تری را بر توسعه منطقه ای نشان
می دهد. تاریخچه برنامه ریزی
منطقه ای [ویرایش] دیدگاه های توسعه منطقه ای و مدل های
مطرح شده در این حوزه به اوایل قرن بیستم باز می گردد؛ اما از دهه ۱۹۶۰ به بعد است
که اکثر کشورها به نوعی از برنامه ریزی منطقه ای برای دستیابی به توسعه متعادل،
کاهش شکاف توسعه درسطح کشور و توسعه مناطق عقب مانده و کاهش اختلاف طبقات اجتماعی
دست زده اند، اما این برنامه ها عموما فاقد استراتژی جامع و دارای پیوند با برنامه
های ملی بوده اند، به طوری که در مواردی صرفا به تعیین مکان سرمایه گذاری در درون
یک بخش پرداخته اند. نمونه اینگونه برنامه ها سیاست ها را در تشویق و ترغیب صنایع
به استقرار در نواحی فراتر از پایتخت و یا مادر شهرها می توان دید و یا در
مکانیابی مناسب برای مراکز بازار یا توزیع بهینه تسهیلات اعتباری و گسترش شبکه راه
ها در یک منطقه به منظور شتاب به توسعه کشاورزی جستجو کرد. در بعضی کشورها نیز
برنامه ریزی منطقه ای در کالبد تشکیل یا نهادی برای توسعه مناطق عقب مانده –
مانند نهاد جهاد سازندگی پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ ایران - و یا به منظور
توسعه کشاورزی در بستر رودخانه خاصی نمود بیرونی به خود گرفته است. اینگونه
اقدامات را می توان در کشورهایی مانند ایران، هند یا برزیل سراغ گرفت. [۲] توسعه منطقه ای، در
سوئیس [ویرایش] در کشور سوئیس استانداری در این راستا
کار می کند تا صنایع منطقه ای رشد کنند. و رشدی ایجاد شود که برای اقتصاد، انسان
ها و محیط زیست مثبت باشد. به گونه ای که این
تلاش ها باید در راستای کمک به یک توسعه سازنده در امروز و در آینده دورتر نیز
باشد. در سوئیس هدف از توسعه منطقه ای اینست که بازارهای کار به شکل کارآمد و با
خدمات خوب در سراسر استان ها ایجاد شود. دولت دارای مسئولیت
فراگیر در این زمینه است و وظیفه استانداری این است که تصمیم های دولت را بکار
ببندد و اجرا کند و همچنین همه گونه فعالیت های دولتی را در سطح منطقه ای نیز
هماهنگ کند. منظور از توسعه منطقه ای تنها مربوط به تأسیس شرکت های جدید و توسعه
صنایع نیست. منظور از این موضوع به همان میزان مربوط به توسعه مناطق روستائی،
ارتباطات، زیرساخت "آی- تی"،
محیط زیستی و دیداری، فرهنگ و آیین، پژوهش و آموزش، محیط زیست و طبیعت، هم پیوستگی
و برابری مردم، بهداشت همگانی و بسیاری مسائل دیگر است. توسعه یک استان تا اندازه
ای بستگی به این دارد که در صنایع، کمون ها و عرصه های دولتی آن استان چه می گذرد.
برای تأثیر گذاری بر توسعه و افزایش رشد در هر استان یک "برنامه رشد منطقه
ای" موسوم به "آر- تی- پی" و یک "برنامه توسعه منطقه ای"
موسوم به "آر- او- پی" وجود دارد. در برخی استان ها "ارگان هماهنگی
کننده" مسئولیت این برنامه ها را بر عهده دارد، ولی استانداری نیز در راستای
هماهنگی فعالیت های ادارات دولتی همکاری می کند. در سویس استانداری ها شرایط و
ویژگی های رشد منطقه ای را بیان تا یک استراتژی و دستور کار پیشنهاد شود که بتوان
بر اساس آن از امکانات و توانمندی های موجود در استان بهره برداری کرد و با خطرات
و ضعف ها رویاروئی کرد. استانداری ها توسعه
استان را از راه اندازه گیری ها، تجزیه و تحلیل ها و گزارش ها پیگیری می کنند و
مسئولیت جمع بندی و انتشار اطلاعات درباره توسعه استان را نیز دارند. استانداری با
بسیاری از دست اندرکاران که در زمینه رشد منطقه ای، کشوری و بین المللی مسئولیت
دارند همکاری می کند. [۱] تأسیس صندوق توسعه
منطقه ای [ویرایش] بانک جهانی با همکاری بانک توسعه اسلامی
یک صندوق توسعه منطقهای با سرمایه یک میلیارد دلاری تأسیس کرده است. صندوق توسعه
همکاری مشترک منطقه ایی با هدف کاهش فاصله زیرساخت در منطقه خاورمیانه و شمال
آفریقا ایجاد شده است. این اقدام با هدف ورود سرمایهگذاری بخش خصوصی برای کمک به
کشورهایی مانند مصر، مراکش، اردن یا تونس برای اجرای پروژههای
زیربنایی حیاتی انجام شده که به نوبه خود افزایش رقابت پذیری و اشتغالزایی را به همراه
خواهد داشت. [۳] توسعه منطقه ای،
ماموریت اصلی پارک های علم و فناوری[ویرایش] پارک های علم و فناوری قریب سه دهه است
که مورد توجه اندیشمندان و برنامه ریزی جوامع قرار گرفته اند. امروزه پارک های علم
و فناوری در توسعه منطقه ای، به عنوان یک زیر ساخت توسعه دانایی محور محسوب می
شوند. اهمیت جایگاه و ماموریت های این پارک ها با مطالعه و مرور مولفه های اقتصاد دانایی
محور و زیر ساخت های لازم برای رشد و توسعه این حوزه از اقتصاد، بیشتر مشخص می شود. وظایف دولت ایران در
بحث توسعه منطقهای [ویرایش] مجلس شورای اسلامی ایران تکالیف دولت در زمینه توسعه منطقهای را در برنامه پنجم توسعه کشور
به شرح ذیل مشخص کرده است. «در راستای تحقق اصل ۴۸ قانون اساسی، سیاستهای کلی و
جهت حصول به اهداف چشمانداز و به منظور استفاده متوازن از امکانات کشور و توزیع
عادلانه و رفع تبعیض و ارتقای سطح مناطق کمتر توسعه یافته و تحقق پیشرفت و عدالت، دولت مکلف است در توزیع منابع عمومی و یارانه سود تسهیلات به
نحوی عمل نماید که فاصله شاخص برخورداری شهرستانهای با کمتر از سطح متوسط کشور در
پایان برنامه چهارم در بخشهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیربنایی و امنیتی در هر
سال برنامه حداقل ۱۰ درصد به سطح یاد شده نزدیک شود». و همچنین مقرر شده است تا
معادل ۲ درصد از اعتبارات بودجه عمومی دولت در قالب بودجه سنواتی در اختیار معاونت برنامه ریزی و امور راهبردی رئیس جمهور قرار گیرد
تا در راستای تحقق اهداف فوق توزیع و هزینه شود. [۵] آمایش سرزمین،
زیربنای توسعه [ویرایش] در کشور ایران برنامه ریزی برای توسعه
به دو دهه پیش از انقلاب سال ۵۷ برمی گردد. در سال های ابتدایی توجه چندانی به
توسعه همه جانبه و مناطق دور افتاده نمی شد؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل
پشتوانه ایدئولوژیک انقلابیون در شعار بسط عدالت اجتماعی که از شعارها و آرمان های
انقلاب مطرح شده بود و تأکیدات ویژه رهبران جمهوری اسلامی بر آن، تلاش برای
محرومیت زدایی و توسعه مناطق محروم و دور افتاده کشور در دستور کار نظام جمهوری اسلامی
قرار گرفت. در پی آن شعار ها نهادهایی مانند جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی، بنیاد
مسکن انقلاب اسلامی و نهادهایی از این دست توسط مردم ایران بنیان نهاده شد. پس از
پایان جنگ ایران و عراق، دولت وقت با شعار سازندگی و توسعه سعی کرد تا در برنامه
های پنج ساله دوم و سوم به انحاء مختلف به مقوله برنامه ریزی منطقه ای توجه کند.
این اقدامات در برنامه های چهارم و پنجم توسعه کشور ایران نیز ادامه یافت؛ با این
حال می توان بیان کرد عوامل و نکاتی که موجب توسعه نامتوازن و ناکارآمدی آن برنامه
ها می باشد شمل نکات زیر است. کانونهای تحلیلگر
منطقهای: مغزافزار توسعهی استانی[ویرایش] حضور تحلیلگران بومی در هر منطقه که
آشنایی با بوم و منطقهی زیست خود با مسایل تحلیلگری، ادبیات علمی روز و با تجارب
سایر کشورها آشنایی دارند، یک ضرورت اجتنابناپذیر برای توفیق در برنامهریزی
منطقهای در سطح استانها و شهرستانها است. فقر جدی ادبیات علمی روز در سطح استانها
و تأخیر قابل ملاحظه در انتقال و سرریز دانش و تجارب مدیریتی از مرکز به سطح شهرستانها،
از جمله مسایلی است که لزوم تأسیس کانونهای تفکر روزآمد را ضروری کرده است. این
مراکز مدلهای متناسب با منطقه و فضای موجود استانو شهرستانها را تحلیل میکنند.
بِکربودن فضای کاری در مناطق، فرصتهای متعدد کاری و نیز ظرفیت خالی توسعه در
استانها و شهرستانها، فرصتی مناسب برای حضور جوانان دغدغهمند، صبور، جهادگر و
تحلیلگر در این عرصه است. در مورد بسیاری از موضوعات در حوزههای اجتماعی، صنعتی،
اقتصادی، کشاورزی، گردشگری و... در سطح استانها، اساساً تأملی صورت نگرفته است یا دستکم
یک تحلیل مشترک از صورت مسأله برای حل آن وجود ندارد و در برخی مواقع نیز حتی کشف
مسأله و یا راهحل مناسب برای آن به شکل صحیح انجام نشده است؛ که اینهمه فرصتی
برای حضور یک کانون تحلیلگری منطقهای توانمند است. [۶] پیوند ها [ویرایش] برنامههای
توسعهٔ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه
برنامههای میان مدتی گفته میشود که به صورت پنجساله و توسط دولت وقت تنظیم
میشود و به تصویب مجلس شورای اسلامی میرسد. بعد از انقلاب، هشت سال جنگ ایران و عراق، امکان اجرای برنامههای
توسعه کشور را از بین برد؛ زیرا در شرایطی که موجودیت و حاکمیت ملی
ایران از سوی کشورهای خارجی تهدید میشد و در شرایط تحریمهای علیه ایران که از سوی کشورهای
مرکز اعمال میشد، تلاش و همت ایرانیها مصروف ادارهٔ جنگ
و تامین حداقل شرایط برای زندگی مردم میشد. هدفهای کلان این برنامه به شرح زیر تعیین شده است: هدفهای کلان این برنامه به شرح زیر تعیین شده بود: قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران،
در جلسه علنی مورخ ۱۷ فروردین ۱۳۷۹ مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی تصویب
شد و در همان روز به تأیید شورای نگهبان رسیده. قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران،
در ۱۱ مهر ۱۳۸۳ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. مصوب ۱۱ مهر ۱۳۸۳.هراکلیت(۵۳۵تا۴۷۵
قبل از میلاد مسیح) [ویرایش]
سقراط(۴۶۹تا۳۹۹قبل از میلاد میسح) [ویرایش]
افلاطون(۴۲۷تا۳۴۷قبل از میلاد مسیح) [ویرایش]
ارسطو(۳۸۴تا۳۲۲قبل از میلاد مسیح) [ویرایش]
کارل هاینریش مارکس (به آلمانی: Karl Heinrich Marx) (زادهٔ ۵
مه ۱۸۱۸ در تریر، پروس - درگذشتهٔ ۱۴ مارس ۱۸۸۳ در لندن، انگلستان) متفکر انقلابی، فیلسوف، جامعهشناس، تاریخدان، اقتصاددان آلمانی و از تأثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار است.[۱][۲][۳]
او به همراه فردریش انگلس، مانیفست کمونیست[۴]سوسیالیستی است را منتشر کردهاست. مارکس همچنین
مؤلف «سرمایه» مهمترین کتاب این جنبش است. این آثار
به همراه سایر تالیفات او و انگلس، بنیان و جوهرهٔ اصلی تفکر مارکسیسم را تشکیل میدهد.[۱]
«تاریخ همهٔ جوامع تا کنون، تاریخ مبارزهٔ طبقاتی بوده است.» از جمله
مشهورترین جملات مارکس دربارهٔ تاریخ است که در خط اول مانیفست کمونیست خلاصه
شدهاست.
(۱۸۴۸) که مشهورترین رسالهٔ تاریخ جنبش
محتویات
[نهفتن]
۱ زندگی و تاثیرات۲ آثار
۲.۱ کتابهای ترجمهشده
به فارسی
۳ کتابهای نوشته/ترجمه
شده به فارسی دربارهٔ مارکس۴ پانویس۵ جستارهای وابسته۶ منبع۷ پیوند به بیرون
زندگی
و تاثیرات [ویرایش]
کارل مارکس فرزند سوم هاینریش مارکس لوی (Marx Levi)، یک وکیل دادگستری
یهودی بود که از خانوادهٔ خاخامهای معروف شهر محسوب میشد. هاینریش «مارکس
لوی» به خاطر محدودیتهایی که دولت پروس برای حقوقدانان یهودی قایل شده
بود و به خاطر این که بتواند شغل خود را در دادگستری حفظ کند، به شاخهٔ پروتستان مسیحیت گروید و از آن
پس خودرا هاینریش مارکس نامید. در سال ۱۸۲۴ فرزندان وی نیز به مسیحیت
گرویدند.
کارل مارکس در شهر تریر دورهٔ دبیرستان را به پایان رساند و در دانشگاه شهر بن به
تحصیل رشتهٔ حقوق پرداخت. یک سال بعد به برلین عزیمت کرد و در دانشگاه آن شهر در رشتههای فلسفه و
تاریخ به تحصیل ادامه داد. مارکس در سال ۱۸۴۱ با ارایهٔ تز دکترای خود
دربارهٔ اختلاف
فلسفهٔ طبیعت دموکریتوس و اپیکور تحصیلات دانشگاهی خود را از راه
مکاتبهای در دانشگاه ینا
به پایان رساند. او به امید آن که بتواند در دانشگاه بن تدریس کند به آن
شهر رفت ولی دولت پروس مانع اشتغال وی به عنوان استاد دانشگاه شد. مارکس در
این زمان به روزنامهٔ نوبنیاد لیبرالهای جبههٔ اوپوزیسیون شهر کلن
پیوست و به عنوان عضو ارشد کادر تحریریهٔ روزنامه مشغول به کار شد. در این
دوره مارکس یک هگلی بود و در برلین به حلقهٔ هگلیهای چپ (شامل برونو باوئر و
دیگران) تعلق داشت. در طول همین سالها لودویگ فویرباخ نقد خود را از مذهب آغاز نموده
و به تبیین دیدگاه ماتریالیستی خود پرداخت. ماتریالیسم فویرباخ در سال
۱۸۴۱ در کتاب جوهر مسیحیت به اوج خود رسید. دیدگاههای
فویرباخ، به خصوص مفهوم بیگانگی مذهبی
او، تاثیر زیادی بر سیر تحول اندیشه مارکس گذاشت. این تاثیرات را میتوان
به وضوح در کتاب «دستنوشتههای
اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴» و به صورت پختهتری در کتاب سرمایه مشاهده کرد.
از مجموعه
مارکسیسم
فعالیتهای نظری[نمایش]
مانیفست کمونیسم
نقد اقتصاد سیاسی
سرمایه(کتاب)
هجدهم
بروئر لوئی ناپلئون
گروندریسه
ایدئولوژی آلمانی
علوم اجتماعی[نمایش]
بیگانگی •
بورژوازی
زیربنا و روبنا
آگاهی طبقاتی
شیءوارگی کالا
کمونیسم • سوسیالیسم • سرشت
بشر
ایدئولوژی • پرولتاریا
مالکیت خصوصی • هژمونی فرهنگی
مناسبات تولید
اقتصاد[نمایش]
شیوه تولید
سرمایهداری
شیوه تولید
سوسیالیستی
انباشت سرمایه
بت
وارگی(Marxism)
اقتصاد مارکسی
سوسیالیسم علمی
سوسیالیسم(مارکسی)
شیوه تولید
سرمایهداری
جبرگرایی اقتصادی
Labour power • قانون ارزش
مفهوم تولید
شیوه تولید
چشماندازهای
سرمایهداری
نیروی تولید
Surplus labour •
ارزش اضافی
تاریخ[نمایش]
نظریه تاریخ
مارکس
ماتریالیسم تاریخی
تاریخی جبرگرایی
مارکسیسم و
اقتدارگریزی
تولید
سرمایهداری
نبرد طبقاتی
دیکتاتوری پرولتاریا
انباشت
ابتدایی سرمایه
انقلاب
پرولتاریایی
اینترناسیونالیسم
پرولتاریایی
انقلاب جهانی
کمونیسم بدون
دولت
فلسفه[نمایش]
فلسفه مارکسیستی
ماتریالیسم دیالکتیک
فلسفه
در اتحاد جماهیر شوروی
فلسفه
مارکسیستی در باب طبیعت
انسان گرایی
مارکسیستی
فمینیسم مارکسیستی
مارکسیسم غربی
مارکسیسم تحلیلی
مارکسیسم
آزادیخواه
خودمختاری
مارکسیستی
جغرافیای
مارکسیستی
نقد ادبی
مارکسیستی
مارکسیسم ساختارگرا
پسامارکسیسم
مارکس جوان
افراد[نمایش]
کارل مارکس • فردریش انگلس
کارل کائوتسکی • ادوآرد برنشتاین
گئورگی پلخانوف •
رزا لوکزامبورگ
ولادمیر لنین • جوزف استالین
لئون تروتسکی • مائو زدونگ
مکتب فرانکفورت • لوئی آلتوسر
گئورگ لوکاچ • کارل کرش
آنتونیو گرامشی • آنتون پانهکک
انتقادها[نمایش]
انتقادها از
مارکسیسم
ن • ب • و
مارکس مبارزهٔ عملی سیاسی و فلسفی را به همراه دوست نزدیکش، فردریک انگلس، آغاز کرد و با او بود که یک سال
پیش از انقلابات ۱۸۴۸ «بیانیهٔ کمونیست» را به رشتهٔ تحریر در آورد. مارکس
در این سالها با محیط دانشگاهی و ایدهآلیسم آلمانی و هگلیهای جوان قطع رابطه کرد و به مسایل جنبش
کارگری اروپا پرداخت و از ابتدا در انجمن بینالملل اول که در ۱۸۶۴
تأسیس شد، نقش بازی کرد و نهایتاً دبیر این انجمن شد. او اولین جلد کتاب
مشهورش، سرمایه، را در ۱۸۶۷ منتشر کرد. این کتاب حاوی نظریات او در نقد اقتصاد سیاسی است.
او بیش از ۳۰ سال آخر عمر را در لندن و در تبعید گذراند و همانجا درگذشت.
عقاید وی که در زمان خودش نیز طرفداران بسیاری یافتند، پس از مرگ توسط
افراد بیشتری تبلیغ میشدند. با پیروزی و قدرتگیری بلشویکها در روسیه در ۱۹۱۷ طرفداران کمونیسم و مارکسیسم در همه جای دنیا رشد کردند و چند سال پس از
جنگ جهانی دوم، یک سوم مردم دنیا حکومتهای مارکسیست داشتند. رابطهٔ این «مارکسیست»های متعدد با اندیشهٔ
مارکس مورد اختلاف نظر است. خود مارکس یک بار در مورد دیدگاههای حزبی
سوسیال دموکراتیک در فرانسه که خود را مارکسیست میدانست، گفت: «خوبست
حداقل میدانم که من مارکسیست نیستم!»
در یک نظر خواهی از شنوندگان «رادیو ۴» (ایستگاه رادیویی متعلق به
رادیوی بی بی سی انگلستان در سال
۲۰۰۵)، کارل مارکس به عنوان بزرگترین متفکر هزارهٔ دوم انتخاب شد. پیشتر در
آغاز هزارهٔ جدید کاری مشابه توسط وبگاه انگلیسی زبان بی بی سی انجام
گرفته بود که ۲ میلیون نفر از مردم کشورهای گوناگون از سرتاسر جهان در این
نظرخواهی شرکت کرده و از میان اندیشمندان هزاره، کارل مارکس مقام
نخست را یافت و آلبرت انیشتین و آیزاک نیوتون با فاصلهای
بسیار از او به عنوان نفرات دوم و سوم انتخاب شدند.[۵][۶][۷][۸][۹]
آثار [ویرایش]
کتابهای
ترجمهشده به فارسی [ویرایش]
مدفن کارل مارکس در گورستان هایگیت
سرمایه (کاپیتال)، ترجمهٔ ایرج اسکندری، اولین انتشار: ۱۳۵۲، چاپ جدید:
۱۳۸۳، انتشارات فردوسیسرمایه، نقدی بر اقتصاد سیاسی (جلد یکم)، ترجمهٔ حسن مرتضوی، چاپ اول: ۱۳۸۶، انتشارات آگاه.گروندریسه، مبانی نقد اقتصاد سیاسی، ترجمهٔ باقر پرهام و احمد تدین، چاپ اول ۱۳۶۳، انتشارات آگهدربارهٔ
مسئلهٔ یهود؛ گامی در
نقد فلسفهٔ حق هگل، ترجمهٔ دکتر مرتضی محیط، ویراستاران: محسن حکیمی-حسن مرتضوی، چاپ اول: ۱۳۸۱، نشر اختراندستنوشتههای
اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴، ترجمهٔ حسن مرتضوی، چاپ اول ۱۳۷۷، انتشارات آگهدربارهٔ تکامل مادی تاریخ (دو رساله و ۲۸ نامه)،
ترجمهٔ خسرو پارسا، چاپ
اخیر: ۱۳۸۰، نشر دیگر.صورتبندیهای اقتصادی پیشاسرمایهداری، ترجمهٔ خسرو پارسا، چاپ
اول: ۱۳۵۳ چاپ اخیر: ۱۳۷۸، نشر دیگر.لودویگ فوئرباخ و
ایدئولوژی آلمانی، ترجمهٔ پرویز بابایی،
چاپ اول: ۱۳۷۹، نشر چشمهرسالهٔ دکترای فلسفه (اختلاف بین فلسفهٔ
طبیعت دموکریتی و اپیکوری)، ترجمهٔ دکتر محمود عبادیان، حسن قاضیمرادی. چاپ اول:۱۳۸۱، نشر اخترانهیجدهم
برومر لوئی بناپارت، ترجمهٔ باقر پرهام، چاپ اول: ۱۳۷۷، نشر مرکزنبردهای
طبقاتی در فرانسه، ترجمهٔ باقر پرهام، چاپ اول: ۱۳۷۹، نشر مرکزجنگ
داخلی در فرانسه ۱۸۷۱، ترجمهٔ باقر پرهام، چاپ اول: ۱۳۸۰، نشر مرکزپنج مقالهٔ مارکس و انگلس دربارهٔ ایران، ترجمهٔ دکتر داور شیخاوندی،
چاپ اول: ۱۳۷۹، نشر آتیهسانسور و آزادی مطبوعات، ترجمهٔ حسن مرتضوی، چاپ اول: ۱۳۸۴، نشر اختران.فقر فلسفه، ترجمهٔ آرتین آراکل، چاپ
اول: ۱۳۸۳، نشر اهورا.
مجموعه مقالههایسوسیالیسم
جریانها[نمایش]
سوسیالیسم مارکسی
سوسیالیسم علمی
سوسیالیسم
دموکراتیک
سوسیالیسم
آزادیخواهانه · تعاونیگرایی
سوسیالیسم بازار · سوسیالیسم
منطقهای
سوسیالیسم
آرمانشهری · کمونیسم
آنارشیسم
سوسیالیستی · سندیکالیسم
سوسیال دموکراسی سوسیالیسم
انقلابی
سوسیالیسم
سبز · Guild socialism
سوسیالیسم قرن ۲۱
Agrarian
سوسیالیسم
مفاهیم کلیدی[نمایش]
انواع
تاریخ
اقتصادهای
سوسیالیستی
وضعیت
انتقادها
مفاهیم[نمایش]
برنامهٔ اقتصادی · Free association
برابری فرصت دموکراسی اقتصادی
Adhocracy · فنسالاری
Self-management · دموکراسی مستقیم
مالکیت عمومی · مالکیت اشتراکی
Social dividend · درآمد پایه
تولید برای
استفاده
Calculation
in kind · Labour voucher
دموکراسی صنعتی · Collaboration
Material
balance accounting
افراد[نمایش]
چارلز هال · هنری سن سیمون
رابرت اون · شارل فوریه
ویلیام
تامپسون · توماس هاچکین
لوئیس بلانک · موزس هس · کارل مارکس
فردریش انگلس · فردینان لاسال
ویلیام موریس ·
مری هریس جونز
جان دیویی ·
یوجین وب. دبس
انریکو بارون · بن تیلت
برتراند راسل ·
روبین هانل
مایکل آلبرت
سازمانها[نمایش]
اینترناسیونال اول
(اتحادیهٔ بینالمللی کارگران) · اینترناسیونال دوم
اینترناسیونال سوم (کمینترن)
اینترناسیونال
چهارم
سوسیالیست
بینالمللی
فدراسیون جهانی
جوانان دموکرات · اتحاد جهانی
جوانان سوسیالیست · جنبشهای
سوسیالیستی جهان
سوسیالیسم مذهبی[نمایش]
بودایی · مسیحیت
اسلامی · چپ یهود
سوسیالیسم منطقهای[نمایش]
سوسیالیسم
آفریقایی · سوسیالیسم عربی
بودیسم · سوسیالیسم چینی · تیتوئیسم
مائویسم · صهیونیسم کارگری
سوسیالیسم جهان
سوم
ناسیونالیسم
جناح چپ
موضوعات مرتبط[نمایش]
انتقاد از
سرمایهداری
انتقاد از
سوسیالیسم · نبرد طبقاتی · دموکراسی
دیکتاتوری پرولتاریا
Egalitarianism · برابری دستمزد
Impossibilism · انترناسیونالیسم
State-owned
enterprise
سیاستهای جناح
چپ · مارکسیسم
Mixed اقتصاد · ملی سازی
اشتراکی
کردن تولید
برنامه اقتصاد
چشماندازهای
سرمایهداری
انقلاب کارگری
اصلاحطلبی · سوسیالیسم در
یک کشور
اقتصاد
سوسیالیستی بازار
پساسرمایهداری · Trade union
شیوه تولید
ن • ب • و
کتابهای
نوشته/ترجمه شده به فارسی دربارهٔ مارکس [ویرایش]
ایشتوان مساروش.
نظریهٔ بیگانگی مارکس. ترجمهٔ حسن شمسآوری، کاظم فیروزمند. چاپ
اول. نشر مرکز، ۱۳۸۰. ISBN 964-305-615-5.
بابک احمدی. واژهنامهٔ فلسفی مارکس. چاپ
اول. نشر مرکز، ۱۳۸۲. ISBN 964-305-727-5.
تری ایگلتون. مارکس و آزادی. ترجمهٔ علیاکبر
معصومبیگی. چاپ اول. آگه، ۱۳۸۳. ISBN 964-329-100-6.
جان بلامی فاستر.
اکولوژی مارکس، ماتریالیسم و طبیعت. ترجمهٔ علیاکبر
معصومبیگی. چاپ اول. نشر دیگر، ۱۳۸۲. ISBN 964-7188-27-7.
مرتضی محیط. حسن مرتضوی. کارل مارکس، زندگی و دیدگاههای او
- بخش اول: از ۱۸۱۸ تا «مانیفست». چاپ اول. اختران، ۱۳۸۲. ISBN 964-7514-14-X.
مرتضی محیط. حسن مرتضوی. کارل مارکس، زندگی و دیدگاههای او
- بخش دوم: از ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۲. چاپ اول. اختران، ۱۳۸۴. ISBN 964-7514-95-6.
میخائیل
لیف شیتز. فلسفهٔ هنر از دیدگاه مارکس. ترجمهٔ مجید مددی. چاپ اول.
آگاه، ۱۳۸۱. ISBN 964-416-217-X.
آیزایا برلین. کارل مارکس، کار و زندگی او.
ترجمهٔ سیف الله گلکار.
چاپ اول. نشر ثالث، ۱۳۸6. ISBN 964-380-294-3.
برنامههای توسعه ایران
محتویات
[نهفتن] برنامههای
توسعهٔ کشور [ویرایش]
چالشهای
توسعه ایران [ویرایش]
قانون
برنامههای توسعه [ویرایش]
برنامهٔ
پنجسالهٔ اول [ویرایش]
برنامهٔ
پنجسالهٔ دوم [ویرایش]
برنامهٔ
پنجسالهٔ سوم [ویرایش]
برنامهٔ
پنجسالهٔ چهارم [ویرایش]
منابع
[ویرایش]
| :قالبساز: :بهاربیست: |

